عینک افتابیمو دیگه باید بزنم

منتظر غروب دیگه هر گز نمونم

با کسی دیگه برای همیشه هم غصم نمونم

شب تا سحر منتظرش نمونم

چشمام دیگه همیشه باید تار ببینند

اشکام پشت عینک افتابیم بمیرند

منتظر موندن فایده نداره

اون که بر نمیگرده

دیگه فایده نداره

از ونک تا دانشگاه دیگه برام معنی نداره

از ارارات تا پرستار دلم باید جای همشون یک مشت خاطره بذاره

اتوبان اهنگ دیگه اهنگی نداره

از نبرد تا مسجد دلم همش هوای غریبی داره

دیگه حتی اسمشم برام معنی نداره

حرفهای خوب و بدشم برام هیچ فرقی نداره

چشمام از دیدن افتاب همیشه بی خیاله

دیگه بدون عینک افتابی زندگی برام محاله