|
نیستم که نیست باد نیستن که نیست کرد مرا
نیستم که نیست باد هر انکه نسیت کرد مرا |
|
اهای اونی که رفتی با غریبه ها
اهای اونی که من گذاشتی تنها میدونم الافی هم حالی داره با غریبها بودن واسه خودش عالمی داره بدون که دیگه نیستم مترسک ارزوهات یه روز بشی اشنا یه روز مثل غریبه ها اهای بدون که تا ابد چشمات پر دردن دستات از امروز تا همیشه دیگه سردند اهای اونی که رفتی با غریبه ها چرا ما رو میخوای بذاری تنها اهای بدون که دستات دیگه سردند چشمات از امروز تا همیشه پر دردند |
|
عینک افتابیمو دیگه باید بزنم
منتظر غروب دیگه هر گز نمونم با کسی دیگه برای همیشه هم غصم نمونم شب تا سحر منتظرش نمونم چشمام دیگه همیشه باید تار ببینند اشکام پشت عینک افتابیم بمیرند منتظر موندن فایده نداره اون که بر نمیگرده دیگه فایده نداره از ونک تا دانشگاه دیگه برام معنی نداره از ارارات تا پرستار دلم باید جای همشون یک مشت خاطره بذاره اتوبان اهنگ دیگه اهنگی نداره از نبرد تا مسجد دلم همش هوای غریبی داره دیگه حتی اسمشم برام معنی نداره حرفهای خوب و بدشم برام هیچ فرقی نداره چشمام از دیدن افتاب همیشه بی خیاله دیگه بدون عینک افتابی زندگی برام محاله
|
|
ارش جان. اری تو یعنی ان نفس زیبای سیمرغ اسمانی
اری تو یعنی همان وعده کتاب اسمانی شب من بی تو یعنی سیاهی در سیاهی شب تو یعنی ان سحر گاه روشنایی ارش م همیشه دوست دارم و به یادت هستم |
|
ارش م بی تو تنهای تنهایم حتی نمیتوانم در نبودت بودنم را حس کنم ارش جان هر وقت به اگهی ترحیم و عکس نازنینت نگاه میکنم
بی اختیار چشمانم خیس میشود. نه از رفتن تو دلتنگ باشم از ماندن خویش خسته ام ارش جان امیدوارم همیشه یادت سبز و صدایت ماندگار باشد |
|
نازنین مخوای بری برو
که با موندنتم دیگه دوست ندارم نازنین اون دل کوچیکت کور خونده اکه فکر می کنه تنها میمونم اونی که تنهاست تویی اگه دنیا رو داشته باشی اکه به خیالت رو ابرو باشی اگه با هزار تا عاشق باشی اگه هر لحظه با یکی شون باشی بدون که تنها می مونی فقط بهت میگم دلم برات میسوزه اکه دنیا رو با آدماش داشته باشی آسمونم با ابراش داشته باشی نازنین آخر تو تنها میمونی بدون که چشمات همیشه به درن با نبودن من اون چشات همیشه منتظرن |
|
خواستم خدا را نفرین کنم
دیدم تنهاتر از تنهایی من است خواستم عشق را نفرین کنم دیدم نالان تر از ناله های من است خواستم دوری نفرین کنم دیدم غریب تر از غریبی من است خواستم دنیا را نفرین کنم دیدم آسمانش گریان تر از چشمان من است خواستم قلبم را نفرین کنم دیدم عاشق تر از عاشقی من است خواستم غروب را نفرین کنم دیدم که تنهای تنهام خواستم تورا تورا نفرین کنم دیدم دوست دارم خیلی زیاد |
|
بی تو غبار تنهایی روی آرزوهاست
بی تو لکه خون جدایی روی قلب هاست بی تو گل روییدن معنا ندارد بی تو گل چیدن هرگز معنا ندارد بی تو زندگی نیست.گرچه شقایق هست آری شقایق همیشه عاشق من تویی |
|
کمی سکوت
به خاطر تاریکی شب کمی سخن به خاطر تنهایی عشق کمی آرام به خاطر دلهای آرام کمی گریه به خاطر به خاط بغض ناتمام قطره ای اشک کمی فکر به خاطر خاطرهها کمی بهانه به خاطر دلی بیمار کمی ساده به خاطر سادگی چشمانم کمی فریاد به خاطر دوری تو و در آخر کمی دعا به وسعت دل یک مادر........ |
بعد از من می شوکران به جام کن
بعد از من گریستن را رها کن
بعد از من جان را فدا کن ...
|
بودن نه یعنی نفس کشیدن
بودن یعنی با تو بودن بودن نه یعنی در انتظار بودن بودن یعنی کنار تو بودن بودن نه یعنی از برای تو گریه کردن بودن یعنی خندیدن با تو هم آغوش بودن بودن نه یعنی ناله های شبانه عاشق بودن یعنی تو را داشتن عاشق تو بودن عاشقانه تو را بوسیدن بودن نه یعنی تورا فریاد زدن بودن یعنی آرام تو را نجوا کردن فدای تو بودن |
چیست آن راز تلخ لحظه آشنایی؟
کاش هرگز نبود بین من و تو آشنایی
یا کم نبود بین مان قصه تلخ جدایی
زهر همچون عسل است پیش جدایی
که نیست ز دنیا تلخ تر از جدایی
|
اگه بال پرم شکسته
اگه اگه حنجرم برا فریاد دریده اشکام تا حد بارون چکیده ولی عشق هنوز از سرم نپریده تو رو خدا منو از جادوی چشات رها کن واسه یه لحظه منو از خودت رها کن درد عشق م با بوسه هات دوا کن... |
|
هرگز با اعمال خودتان سبب نشوید .که اهداف بزرگ به رویائ تبدیل شود.
کسی که تحمل سختی دارد لایق پیروزی است. عشق را برا عاشق شدن دوست بدار نه برای معشوق. زیبا ترین شادی ها یعنی بهترین گریها
|
|
وقتی با نیازم دیگه بی نیازم
وقتی که بی نیازم پر از نیازم
|
اگه فکر کردی از من جدا شی .
اگه می خوای مال غریبه ها شی
فکر نکن شب نرسیده به سحر میمیرم
بدون بی وفاتر از خودتم
غروب نرسیده به شب پیش یکی دیگم
هم آغوش یه غریبه م
بهت میگم تا بسوزی
آتیش میزنم تا گر بگیری
عزیزم بی خیال
بی وفایی همینه
این رسم عاشقی روی زمینه
فقط می تونم بگم خداحافظ بی وفا تا بسوزی تا پیش خدا ۰۰۰۰
گاه خسته از تنهایی
گاه در پی تو بودن
اما تنهای تنها
گاه با تو هستم گاه با تو بودم
گاه تو را داشتن اما به دنبال تو بودن
گاه تو را کنارم بودن .بودنت را حس نکردن
گاه از تو دور بودن گاه فاصله ها
اما تورا با تمام وجود حس کردن
گاه تورا دیدن اما هرگز ندیدن
گاه تورا ندیدن عکست را در قلب قاب گرفتن
گاه تورا ساده نگاه کردن
گاه در عمق وجود تو نگریستن
بعضی وقتها ساده ساده اما
گاه نتوان به دنیا نگاه کردن
گاه در پی مردن
گاه تلاش برای ماندن
امروز که در پیش توام در عمق بنگر مرا شاید دگر فردا نتوان دید مرا
نمی خواهم گاه در پیش تو باشم اما بی تفاوت
فردا که رفتم شتابان برای من .......
|
تو به بلندی آسمان من به پستی خاک
تو به زیبایی فرشته ها من به زشتی زشتی ها تو داری هزار عاشق منم که تنهای تنها تو داری دلی به وسعت دریا منم با دلی در حسرت نگاهت توداری فکر سفر به فردا منم با کوله باری از خاطرات دیروز تویی آن همه آرزوهای زیبا منم آن غارت گر خاطره ها تویی آن که زندگی بیش از یک تولد است منم آنکه زندگی با بودن تو هست تو آنکه هزار گل سرخ به دامانت خواهد آمد منم آن خار که باید به دامان تو آیم تن تو بوی بهشت میدهد تن من بوی خشت تو باشی همیشه در شور شوق من باشم همیشه با گریه مهمان تو صدای تو باشد زیباتر از نوای عشق صدای من سوزناکتر از فریاد نی تو برا همه خوبی ها زنده هستی منم که فقط از برای تو زنده هستم |
بودن یعنی با تو بودن
بودن نه یعنی در انتظار نشستن
بودن یعنی در کنار تو بودن
بودن نه یعنی برای تو گریه کردن
بودن یعنی با تو خندیدن هم آغوش تو بودن
بودن نه یعنی ناله های شبانه عاشق
بودن یعنی تورا فریاد زدن تا ابد
عاشق تو بودن
|
آه که با همه غریبه شدهام وبا تنهایی خویش بیگانه . آه که با بستن چشمانم دیگر نمی توانم چهرات را به یاد آورم و دوستت بدارم .و خاطرات یکی پس از دیگری در قلبم میمیرد .واز ذهن پاک میشود.
اما...... بدان همین خاطرات مرده .قلبم را به بزرگترین گورستان خاطره ها تبدیل کرده است که بر روی سیه سنگ مزار هر کدام شعری نوشته شده است .لحظه های تنهایی ام بی اختیار پا به عرصه پر از غم قلبم میگذارم و از اولین جمله این گورستان تا آخرین را با چشمان بارانی ام میخوانم و با گلاب همین اشک ها از اولین تا آخرین مزار را عطر افشانی میکنم . و امروز فقط متوانم بگویم اگر چه خاطراتت از خاطرم مرد ولی برای همیشه اجسادشان آن چنان قلبم را پر کرده که دیگر جایی برای هیچ عزیزی نیست. ........... |
تو اولین آخرین شمع سوزان منی
تو تنها دلیل تنهایی منی
تو آخرین دلیل واسه بودن منی
تو تک پنجره اتاق تاریک منی
تو اون تک ستاره آسمون تار منی
آره تو همون فرشته آرزوهای منی
تو تک نازنین قلب منی
تو تمام هستی .وجود .تار .پود منی
تو همه آرزوهای ناتمام منی
رفتن تو مردن همه آرزوهاست ......
عزیزم بمون که موندنت دوای همه زخمهاست
بوسیدنت آخر همه شادیهاست.
|
کاش شاخه گلی بودم .اگرچه خار داشتم
کاش نامه ای بودم .اگرچه ادرس نداشتم اما همیشه یک چشم به راه داشتم کاش قطره ایی اب بودم اگرچه راه به دریا نداشتم یا کاش لکه ابری بودم اگرچه باران نداشتم چون همیشه یک بوته گیاه تشنه داشتم اما افسوس.................... |
|
وای که نباشی چه میشه
به جون خودت وای دلم داغون میشه تو اون همه راز نیاز منی معنای اون شبای سوت کور منی قصه شبای دراز منی فانوس اون راه تاریک منی نیاز به خدا تو یه عالمه از ورقای سیاه سفید دفتر منی تو اون جمله های ناتموم دفتر منی تو اون گلای تاقجه منی تو اون قلب شکسته تازه جون گرفته منی وای وای به خدا رفتنت باورم نمیشه نبودنت هرگز برام عادت نمیشه وای به خدا دارم دیوانه میشم دیدی چه خاکی بر سرم شد نیازم مرغ عاشق سفر شد |
آه که از همه دلم گرفت وبا خویش غریبه شداه ام
از سایه خود میترسم واز افکارم فراری
خدا چه کنم که فقط تورا دارم وتنها دلیل بودن من تویی
خدایا دوست دارم تورا در آغوش کنم تا مرز جنون اشک بریزم
خدایا میدانی چقدر دوستت میدارم آنقدر که دوست دارم وجودم در وجودت گم شود
خدایا کم کم یاد میگیرم چگونه با تو حرف بزنم و صورتت را ببوسم
خدایا دوست داشتن تو به عالم می ارزد
خدایا فردا قرار ما باشد کنار ساحل قلبم
همان جایی که برای اولین بار با تو آشنا شدم
پس تا وعده قرار هزار با به فدات...
اشکال نداره من همیشه میگ مردونگی ته نداره ولی اگه کسی پایه باشه من تا تهش میرم . نامردیم ته نداره ولی مخوام باهات تا تهش برم فقط سفت منو بگیر نیفتی . نه از چشام نمیگم از دلم نمیگم از زندگیت میگم سفت بگیر منو من که عاشق تو بودم به خدا دیگه حال ندارم ازت بنویسم برو از جلوی چشام دور شو نبینمت حتی صداتم نشنوم برو که دعوا شروع شد اول بدبختی تو عشق من شروع شد.
تو
تو میگفتی که نمیرم حتی اگه بیمیرم
تو میگفتی که نمیرم میدونم آخر پیش تو میمیرم
رفتی نموندی حتی دیگه آهنگامو نخوندی
منو تا ته دل سوزوندی سر حرفات نموندی
میدونستم که پستی فقط خواستم بگم راستی
شبا پیش کی هستی هم آغوش کی هستی
چشاش قشنگه موهاش مشکی یه کمی هم مشنگه
برات میمیره سر کارش گذاشتی با دروغات غالش گذاشتی
سرش یه کلاه گذاشتی
راستی از منم بهش گفتی گفتی که غالم گذاشتی
یه کلاه سرم گذاشتی بین همه جام گذاشتی
نه که نگفتی میدون میدونی آخر راهی
نزدیکای چاهی
دیگه چه خبر بابات راضیه
فهمیده که آخر بازیه
بازی باخت باخت راست برنده کی بود
بابات من تو زنم یا شوهرت همه باختیم
فقط یه کوه از غصه ساختیم
زندیگمونو باختیم
بابات میگفت دخترم لیسانسه رفت آمدش فقط با آژانسه
وای تازه فوشم میداد اونم چه فوشایی دلم گرفت
دلم گرفت نمیخوام بگم دوباره از اون حال سگم بگم
توف به مرامت هرچی میخوام ببخشمت میبینم لیاقت نداری
میخوام نبخشمت بگم که آتیش بگیری میبینم طاقت نداری
بگو ده لامسب بگو چکارت کنم بگو فوشت بدم داد بزنم کتکت بزنم ده لامسب بگو
حرفی بزن چیزی بگو شاید آروم بگیرم نمیدونم شایدم آتیش بگیرم
از گذشته بگو از من از خودت از پدرسوخته بازیات حال میکردی
پیش دوستات فامیلات پوز میدادی که پسره رو اوسش کردم
منو میگرفتی دستگاه خوب بود از کدوم خاطره عزیزت بگم
نه بهتره از خونواده قشنگت بگم یا فک فامیلای جور وا جورت
از بابات شروع کنم هروقت خواستم باهاش حرف بزنم فوش میداد
من یه جورایی به عقب حول میداد
تازه مگفت که دخترم خرابه هرشب پیش یکی میخوابه تا من آتیش بگیرم به خدا اینا شعر نیستن
حرفای باباته که مثل سگای دهاته نه سگ براش زیاده نه سگ براش زیاده موندن توی دهات یه خوابه
از بابت بگم . بگم که میگفت به دخترم چند دادی واسه حال کردن .چند سنت دادی میگفت یک سنتم زیاده
ولش کن اشکم در اومد
حوصلم از حرفات سر اومد از اون حال سگم دلم به درد اومد
اینو که خوندی بعدشم بقیشو میگم
الان یه جورایی سرم گیج اومد
تنها پناه من برای فرار از فریاد.با نوشتن تورا فریاد می زنم.ودوست داشتنم را تقدیمت میکنم