نگاه تو کافی بود من به اندازه نگاه نکردم
دستان تو برا نگه داشتن من کافی بود این دستان من بود که دستان تو را رها کرد
تو هرگز نمرده ای و همیشه در قلبم زنده ای
و اشکهایت مرا گرفتار نکرد اما دلم را سوخت تا آسمان ها و در خلوتم آنقدر گریه کردم که حتی گوشه های قلبم هم خیس شد
و تو هرگز به قیامت دل نبسته ای این منم که تا قیامت دل به تو بسته ام
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:10 توسط افشین کیانی
|
تنها پناه من برای فرار از فریاد.با نوشتن تورا فریاد می زنم.ودوست داشتنم را تقدیمت میکنم