سکوتی پر از درد
سکوتی پر ز اضطراب
سکوتی پر از استرس
سکوتی پر از طوفان
سکوتی پر از انتقام
سکوتی پر از عشق
سکوتی پر از پرواز
سکوتی پر از غم
سکوتی پر از اشک
سکوتی پر از ....
و در آخر سکوتی پر از تو دارم
سکوتی پر از درد
سکوتی پر ز اضطراب
سکوتی پر از استرس
سکوتی پر از طوفان
سکوتی پر از انتقام
سکوتی پر از عشق
سکوتی پر از پرواز
سکوتی پر از غم
سکوتی پر از اشک
سکوتی پر از ....
و در آخر سکوتی پر از تو دارم
روی کسی دست گذاشتی که همه دنیایه منه
انقدرم بهشم نگو عزیم
امشب دیوانگی در من بالا زده
نه موسقی
نه سکوت
نه سیگار
هیچی دیگه منو آروم نمیکنه
جز عطر تن اونی که با اون غریبه ست
هی لعنتی حواست باشه
این روزها زندگی برام ... کردی
نفس کشیدنم سخت شده
دل کندن از این دنیا
واسم مث آب خوردن شده
غریبه برو که خدا لعنتت کنه غریبه
و این روزها دنیای من خلاصه شده در آغوش تو
و من کاش زندگی می کردم در دنیای خویش
دلم کودکانه آغوشی گرم می خواهد
مثل آغوش تو
و شاید آغوش تورا می خواهد
هنوز شیرینی آخرین نوازش هایت ...
گویی همین دیروز بود
اما چه زود دیر شد
خدایا........
که با این سکوت مرا به آغوش خاک سپردی
چه سخت بود آغوش به خاک سپردن
انگار غریبه بود خاک با آغوش من
حتی نمی خواهم خدا را در آغوش بگیرم
آغوشت را به کی سپردی
که بعد از تو نمی خواهم آغوشم را حتی به خدا بسپارم
مهم این است این روزها تو در آغوش من نیستی
و دلم بهانه تورا می گیرد و اما تو در کنار من نیستی
منی که عاشق ترینم
و اما این روزها می ترسم آنقدر با چشمانم زمین را خیس کنم که روزی کنارم سبز شوی
و اما تو این روزها چگونه بهانه می گیری
و کاش بهانه مرا بگیری
لااقل در تنهایت بهانه ام را بگیری
شاید اینگونه کمی به هم نزدیک شویم
چگونه زمین را ببخشم
آنقدر مرا از تو دور کرد وقتی تو به شب می رسی
من در سحر تنهایی خویش مرده ام
و اما زندگی ادامه دارد
حتی وقتی که من نباشم
لعنت به این زندگی
زندگی ادامه دارد
حتی وقتی که تو هم آغوش من نیستی
پس چه شد
آن عشق من تو چه شد
که امروز این همه از هم فاصله داریم
و اما زندگی ادامه دارد