|
نازنین مخوای بری برو
که با موندنتم دیگه دوست ندارم نازنین اون دل کوچیکت کور خونده اکه فکر می کنه تنها میمونم اونی که تنهاست تویی اگه دنیا رو داشته باشی اکه به خیالت رو ابرو باشی اگه با هزار تا عاشق باشی اگه هر لحظه با یکی شون باشی بدون که تنها می مونی فقط بهت میگم دلم برات میسوزه اکه دنیا رو با آدماش داشته باشی آسمونم با ابراش داشته باشی نازنین آخر تو تنها میمونی بدون که چشمات همیشه به درن با نبودن من اون چشات همیشه منتظرن |
+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 19:3 توسط افشین کیانی
|
تنها پناه من برای فرار از فریاد.با نوشتن تورا فریاد می زنم.ودوست داشتنم را تقدیمت میکنم