تو میگفتی که نمیرم حتی یک لحظه
تو میگفتی که نمیرم حتی اگه بیمیرم
تو میگفتی که نمیرم میدونم آخر پیش تو میمیرم
رفتی نموندی حتی دیگه آهنگامو نخوندی
منو تا ته دل سوزوندی سر حرفات نموندی
میدونستم که پستی فقط خواستم بگم راستی
شبا پیش کی هستی هم آغوش کی هستی
چشاش قشنگه موهاش مشکی یه کمی هم مشنگه
برات میمیره سر کارش گذاشتی با دروغات غالش گذاشتی
سرش یه کلاه گذاشتی
راستی از منم بهش گفتی گفتی که غالم گذاشتی
یه کلاه سرم گذاشتی بین همه جام گذاشتی
نه که نگفتی میدون میدونی آخر راهی
نزدیکای چاهی
دیگه چه خبر بابات راضیه
فهمیده که آخر بازیه
بازی باخت باخت راست برنده کی بود
بابات من تو زنم یا شوهرت همه باختیم
فقط یه کوه از غصه ساختیم
زندیگمونو باختیم
بابات میگفت دخترم لیسانسه رفت آمدش فقط با آژانسه
وای تازه فوشم میداد اونم چه فوشایی دلم گرفت
دلم گرفت نمیخوام بگم دوباره از اون حال سگم بگم
توف به مرامت هرچی میخوام ببخشمت میبینم لیاقت نداری
میخوام نبخشمت بگم که آتیش بگیری میبینم طاقت نداری
بگو ده لامسب بگو چکارت کنم بگو فوشت بدم داد بزنم کتکت بزنم ده لامسب بگو
حرفی بزن چیزی بگو شاید آروم بگیرم نمیدونم شایدم آتیش بگیرم
از گذشته بگو از من از خودت از پدرسوخته بازیات حال میکردی
پیش دوستات فامیلات پوز میدادی که پسره رو اوسش کردم
منو میگرفتی دستگاه خوب بود از کدوم خاطره عزیزت بگم
نه بهتره از خونواده قشنگت بگم یا فک فامیلای جور وا جورت
از بابات شروع کنم هروقت خواستم باهاش حرف بزنم فوش میداد
من یه جورایی به عقب حول میداد
تازه مگفت که دخترم خرابه هرشب پیش یکی میخوابه تا من آتیش بگیرم به خدا اینا شعر نیستن
حرفای باباته که مثل سگای دهاته نه سگ براش زیاده نه سگ براش زیاده موندن توی دهات یه خوابه
از بابت بگم . بگم که میگفت به دخترم چند دادی واسه حال کردن .چند سنت دادی میگفت یک سنتم زیاده
ولش کن اشکم در اومد
حوصلم از حرفات سر اومد از اون حال سگم دلم به درد اومد
اینو که خوندی بعدشم بقیشو میگم
الان یه جورایی سرم گیج اومد