هدیه
هست نیست من تویی شاید آن بود نبود من تویی
دل به تو داده ام آن پرستوی زیبای من توای تو
یا که شاید همه هم غم شادی من توی تو
هر گاه به تو به تو می اندیشم انگار آن هدیه من تویی تو
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 20:8 توسط افشین کیانی
|
تنها پناه من برای فرار از فریاد.با نوشتن تورا فریاد می زنم.ودوست داشتنم را تقدیمت میکنم